تبلیغات
RedStars





226
225
224
223
۲۲۲
۲۲۲
221

شمسی به میلادی
مطرود
مملکته داریم ؟
تلخ نوشته ها
تو به سـ..كـ..س اعتیاد داری
وبلاگ چارلی
گالری نقاشی دیجیتال
آپدیت آفلاین NOD32
مجله لقمه
سرآشپز

من و یک عالمه تو
دل نوشته های جوجه نانازی
طنز و کاریکاتور
آینه ها
loish.net
11:14
فلاشر
مژی
فرشته ی تو
فریدا
نقاشی به وسیله پا
مرمر
صدسال تنهایی
یک معلم ریاضی
داستانها و حکایتهای کوتاه
کفشدوزک
محسن آنلاین


ATOM            

Copyright © 2005, 2015 RedStars
.All rights reserved
Template Design by Mohsen Hoseini
v 4.2.6 .

226

Send Comment[] posted by Mohsen Hoseini at 09:53

یاد اون روزهایی که توی پادگان، نصفه شب تو باد و سرما نگهبانی میدادم به خیر..
به خیالم که هیچوقت تموم نمیشد، البته هنوز لحظه به لحظه سختی هاش یادمه
ولی اون روزها رو گذروندم که به آرامش برسم، ولی همیشه باید در زندگی .. داشت
و اون جای خالی با مشکلات پر میشه
برای آدمهای امثال ما، نه این دنیا مال ماست نه اون دنیا
اگر خدایی هست، اون هم بین آدمها فرق گذاشته
نمیشه مثل آدم



225

Send Comment[] posted by Mohsen Hoseini at 21:26

وقتی اشک هات سرازیر شد به یاد بیار..

اون روزهایی و که کسی با عشق به سمتت می دوید و تو ..
به فکر چشم های پسری بودی که درونش تازگی و میدیدی،
تو هم برای دیگران تکرار می شوی
حتی الان، برای من
..
:: بیتا خانوم، اگر باز هم سر زدی به وبلاگم بدون که خیلی خوشحالم کردی
با کامنتی که دادی من و به ده سال قبل فلش بک زدی، سعی می کنم بیشتر بنویسم
ممنون از کسانی که سالهاست از کلپ هام میگذرد و هنوز به یادم هستند :)



224

Send Comment[] posted by Mohsen Hoseini at 18:48

داره دلم میگیره..

بعد این همه خوبی
باز هم ..
باز هم ؟
پشیمون می شوم گاهی ازین خوبی های بی مورد

category:General-

223

Send Comment[] posted by Mohsen Hoseini at 13:35

آویزونی..

گریزونه
گریزونی..
آویزونه!

category:General-

۲۲۲

Send Comment[] posted by Mohsen Hoseini at 22:24

از هر دری وارد شدم

آخرش شده جدایی
چرا ؟!

category:General-

۲۲۲

Send Comment[] posted by Mohsen Hoseini at 22:22

از هر دری وارد شدم

آخرش شده جدایی
چرا ؟!

category:General-

221

Send Comment[] posted by Mohsen Hoseini at 21:29

یه نگاه به همین آخرین پست

حقیقت مانند نور گذشتن عمر و برایم تدایی می کند
سختی ها هنوز هست و هر روز با اون ها روز م رو به شب می رسونم
و از صبح تا شب٫ مثل یک زندانی به روز ترخیص م فکر می کنم
به هوایی که بعد اون روز استشمام می کنم و دربعد کارهایی که انجام می دهم
و یک سوال همیشگی٫‌اون روز میآد ؟! و من تا آخرش هستم ؟!
آشنایان یا رفته اند٫ یا آماده رفتنند..
زمان من کی است.. ؟!
و به هوای همین هر روز خودم رو با خط زدن روزها و محاسباتش سرگرم می کنم
خیلی بی رمقانه راه می روم٫ می خورم٫ حرف میزنم و و وو..
حس نوشتن روزنوشت هم نیست! دفترچه م خسته شده از نق زدن هایم
هرکسی را هم که نگاه می کنم به قدری درگیر زندگیش ست که از خیر حرف هایم می گذرم..
و باز من هستم و من ! و مثل اینکه ابدی ست..
هی بگذریم..
بالاخره وارد ده ماه خدمت م شدم
امیدوارم هرچه زودتر بگذرد و درخت خشک روحمان جوانه زند

category:General-

220

Send Comment[] posted by Mohsen Hoseini at 02:24

ببین خیلی سخته

تو و امثال تو نمی فهمن
باید توش باشی تا بفهمی
از بیرون حکم حرفام میشه نق زدنای یه بچه سوسول
ولی ببین..
خیلی سخته
خیلی..
دارم داغون میشم تو پادگان
حالم خیلی بده،
نمی دونم چطوری باید این همه مدت اونجا باشم
فکرش داره دیوونه م میکنه
حتی مرخصی هم دیگه مزه مرخصی و نمیده
باز فکرم درگیره برگشتنم هست
دیگه نمیشه حتی رو اون یه نفر قدیم نق زد
حتی نمی شه باهاش درد و دل کرد
کسی حرفم و نمی فهمه
برای بقیه روزا مثل برق میگذره و برای من
هر دقیقه اش یه روز
سربازی..
زودتر تموم شو :(

category:General-