تبلیغات
RedStars - My Story





232
231
230
229
228
227
226

شمسی به میلادی
مطرود
مملکته داریم ؟
تلخ نوشته ها
تو به سـ..كـ..س اعتیاد داری
وبلاگ چارلی
گالری نقاشی دیجیتال
آپدیت آفلاین NOD32
مجله لقمه
سرآشپز

من و یک عالمه تو
دل نوشته های جوجه نانازی
طنز و کاریکاتور
آینه ها
loish.net
11:14
فلاشر
مژی
فرشته ی تو
فریدا
نقاشی به وسیله پا
مرمر
صدسال تنهایی
یک معلم ریاضی
داستانها و حکایتهای کوتاه
کفشدوزک
محسن آنلاین


ATOM            

Copyright © 2005, 2015 RedStars
.All rights reserved
Template Design by Mohsen Hoseini
v 4.2.6 .

My Story

Send Comment[] posted by Mohsen Hoseini at 03:18

دیر وقت ست
اما از دیروز که تصمیم به شرکت در نمایشگاه هرچند کوچیک دانشگاهمون گرفته ام و شروع به زدن طرح کرده ام انرژی خوبی به من دست داده..
وقتی کاری رو شروع می کنم هر قلم، موج مثبتی به سمتم روانه می کنه که باعث میشه کمی فاصله بگیرم،
در اتاق چرخی بزنم، تا کمی آروم تر بشوم
هنوز هیچ نیستم
اما در هیچی متوجه حسی شده ام که همان ها که بت بودند، هیچ تر از من بودند
و من از حرف های نا امید کننده فردایی می سازم، که آن هایی که امروز به من می خندند..
حسرت راه و روش صبورانه ام رو بخورند !

category:General-